علی آقاپور نظرات چهارشنبه 2 مرداد 1398 ، 01:01 ب.ظ
استاد متجاوز من/26


با اخم و حرص گفتم: یعنی چی؟ بعد جداییمون بیافتم تو خونه توی ترشی بشینم چیه تو دوس نداری انگشت کسی ب جز خودت بهم بخوره.

با غیض جواب داد: خیلی حرف میزنی گند زدی ب حس و‌حالم بلند شو.

با پوزخند گفتم:‌من اگه بخوام سه سوت میتونم تحریکت کنم.

ابرو بالا انداخت گفت: چقد اعتماد بنفس داری واقعا من تا خودم نخام این سالار بلند نمیشه.

با نیشخند دست به سینع نشستم و‌گفتم: من میتونم حتی بدون تماس با سالار جونت بلندش کنم.

از حرفم بلند زد زیر خنده: سالار جونم بلند نمیشه اگ تونستی هرکاری که تو بگی انجام میدم.

لبخند عمیقی زدم و‌خم شدم دم گوشش و‌گفتم: یعنی نمیخای با صدای نالم تحریک شی؟

اب دهنشو قورت داد که نالع ای کردم سعی کردم خجالت و‌فراموش کنم تا پوزشو ب خاک بمالونم و با ناز گفتم: دلم میخواد زبونت‌و روی نوک سی•نم حس کنم.

با اه بلندی گوششو‌ مکیدم و‌شروع کردم با سر و‌صدا خوردن گردن و گوشش یهو به شدت هولم داد و با نفس نفس گفت: باشه باشه تو بردی!


بلند خندیدم که بااخم گفت: حالا میخوای چی بگی برات انجام بدم؟

لبخندی زدم: فعلا هیچی به موقعش میگم بهت .
چشم غره ای رفت و‌گفت: ده دیقه دیگه کلاس دارم

لبمو جمع کردم و گفتم: منم کلاس دارم 
چنگی به کیفم زدم و ادامه دادم: خوب دیه من دارم میرم خیلی خوش گذشت استاد جان.

نیشم وا شد که خندید و گفت: توله سگی دیگه.
از اتاقش خیلی عادی زدم بیرون و رفتم توی کلاس.

با ورود استاد درس دادن شروع شد و مام عین خر ساکت موندیم تا ساعت بره. بالاخره با هزار بدبختی کلاس تموم شد 

داشتم کتابامو جمع می کردم یهو یکی از پسر خوشگلای کلاس اومد جلو و گفت: جزوه میخام برای درس این استاد،‌نوشتی؟

بلند شدم و گفتم: صبر کن بهت میدم.
همونطور که سمت در می رفتیم توی کیفم دنبال جزوه می گشتم که یهو نمیدونم کی هولم داد که پرت شدم توی بغل پسره.






نظرات

  1. چهارشنبه 9 مرداد 1398 10:27 ق.ظ
    سلام چرا پارت جدید نمیذارین ؟؟؟؟؟؟
    • علی آقاپور
      سلام گذاشتیم
  2. مبین سه شنبه 8 مرداد 1398 09:25 ب.ظ
    فقط اقای اقاپور لطفا هممممممممشششووووووووو
    پاک کنین.......همون 30 تا 40 تایی که هر شب میزارینم نزارید لطفا.......همشو پاک کنین..........ببخشیدا زحمت میدیم..........
    • علی آقاپور
      سلام حتما
  3. معصومه سه شنبه 8 مرداد 1398 09:23 ب.ظ
    اقای اقاپورپیامازیادشدنابیاییدپاک کنیدبی زحمت
  4. مبین سه شنبه 8 مرداد 1398 09:18 ب.ظ
    اقای اقاپور لطفا اگر زحمتی نیس بیاین پیامای چت رومو پاک کنین..........ممنونتونیم
    • علی آقاپور
      سام حتما
  5. معصومه سه شنبه 8 مرداد 1398 09:17 ب.ظ
    آقای اقاپورمیشه بی زحمت پیام هاروپاک کنید
    خیلی زیادشدن
  6. مبین سه شنبه 8 مرداد 1398 08:48 ب.ظ
    وای اقای اقاپور مام مرز رمانا رو شکوندیم دیگه......1500 تا پیام دادیم.......بیاین همشو پاک کنین لطفا........ببخشیدا.....
  7. آلما سه شنبه 8 مرداد 1398 07:43 ب.ظ
    نویسنده رمان غرور من توی تلگرام کانالی نداره که بشه بقیه رمان رو بخونیم
  8. آلم سه شنبه 8 مرداد 1398 07:42 ب.ظ
    راه دیگه ای نیست ما رمان غرور من رو بخونیم ؟
  9. سه شنبه 8 مرداد 1398 07:18 ب.ظ
    سلام ببخشید یعنی رمان غرور من دیگه پارت گزاری نمیشه
    • علی آقاپور
      سلام نه خیر
  10. مبین سه شنبه 8 مرداد 1398 02:42 ق.ظ
    سلام........ادمین خسته نباشی......میشه پیامای چت رومو پاک کنین اگه زحمتی نیست؟؟؟....به 600 تا رسیده.......تشکر
  11. نفس دوشنبه 7 مرداد 1398 01:48 ق.ظ
    چراررررمان غرور من رو نمیزارین
  12. Behpari دوشنبه 7 مرداد 1398 01:01 ق.ظ
    سلام.من از پیامای دوستان این جوری فهمیدم که دیگه قرار نیست رمان غرور من پارت گذاری بشه.ما از چه طریقی میتونیم ادامشو بخونیم؟خود نویسنده کانالی...نداره که بشه ادامشو خوند؟ رمانش جذاب بود حیف شد.ممنون میشم کمک کنین.
    سپاس
    • علی آقاپور
      سلام ایدی کانالشو میزاریم
  13. مبینا یکشنبه 6 مرداد 1398 10:45 ب.ظ
    اقای اقاپور حالا اگه کار دارید هیچی.....
    ولی اگه کار ندارید میشه بیاین پیامای چت رومو پاک کنین؟.....فک کنم امشب تا مرز1050 تا بریم....
    • علی آقاپور
      سلام بله حتما
  14. نسترن یکشنبه 6 مرداد 1398 09:12 ب.ظ
    لطفا بازم رمان غرور من رو بذارید تو رو خدا
    • علی آقاپور
      سلام به درخواست نویسنده نمیشه گذاشت ببخشید
  15. نسترن یکشنبه 6 مرداد 1398 09:11 ب.ظ
    رمان به این قشنگی نویسنده غرور من باید خودش بدونه چند نفر منتظر ادامه این رمانن که اینجوری نکنه به شعور ما توهین نکنه شما پیگیر بشین
    • علی آقاپور
      سلام تا جایی که بشه حتما
  16. یکشنبه 6 مرداد 1398 09:08 ب.ظ
    ادمین محترم متاسفانه جواب نمیدن
  17. نسترن یکشنبه 6 مرداد 1398 09:08 ب.ظ
    لطفا بازم رمان غرور من رو بذارید تو رو خدا
  18. یکشنبه 6 مرداد 1398 09:07 ب.ظ
    آقای آقاپور چرا رمان غرور من رو حذف کردین ؟؟خیلی ناراحتتتتت شدم
    • علی آقاپور
      بخاطر درخواست نویسنده
  19. مبینا یکشنبه 6 مرداد 1398 05:59 ب.ظ
    اقای اقاپور رمان اشورو حذف کردین؟
  20. مبینا یکشنبه 6 مرداد 1398 05:50 ب.ظ
    ادمین......پیامای چت روم رسیده به 827 تا..........میشه همشو پاک کنین؟
    • علی آقاپور
      بله حتما
  21. B یکشنبه 6 مرداد 1398 03:36 ب.ظ
    رمان شاهدخت ، اسارت عشق و بهار چند روز یکبار پارت گذاری میشن
    • علی آقاپور
      بیشتر وقتا دو روز یکبار ولی بعضی وقتا سه روز
  22. 3pideh یکشنبه 6 مرداد 1398 09:13 ق.ظ
    بعد چند روز پارت گذاریتون خیلی کمه پارت بعدی استاد متجاوز من رو کی میزارید؟
    • علی آقاپور
      ۹ ام
  23. مارال شنبه 5 مرداد 1398 10:50 ب.ظ
    ببخشیددددددددد اشتباهن پیامو میخواستم یه جا دیگه بدم اینجا اومد لعنتی عذر میخوامممممممممم خداحافظ.
  24. مارال شنبه 5 مرداد 1398 10:45 ب.ظ
    راستی مارالم چطورین ؟؟؟
  25. شنبه 5 مرداد 1398 10:43 ب.ظ
    سلام بر همگی چطوریننننننننن چه خبراااااااا حالتون خوبس وایی دلم براتون تنگ شده بود مبینا جون خوبی
  26. عالییه شنبه 5 مرداد 1398 05:11 ب.ظ
    چرا پارت رمان شاهدخت اینقدر کمههههه؟؟
    • علی آقاپور
      حجم رمانی که دستمون بود همون بود
  27. 3pideh شنبه 5 مرداد 1398 03:30 ب.ظ
    بعد چند روز پارت گذاریتون خیلی کمه پارت بعدی استاد متجاوز من رو کی میزارید؟
    • علی آقاپور
      ۹ ام
  28. Dayana شنبه 5 مرداد 1398 01:59 ب.ظ
    پارت بعد کیه ¿¿¿ بعد چن روز پارت گذاری فقد همینقدر خیلی حجمش پایینه
    • علی آقاپور
      9 ام
  29. آمین شنبه 5 مرداد 1398 11:55 ق.ظ
    ببخشید شما سوم مرداد گفتین فردا پارت جدید شاهدخت میذارید ولی نگذاشتید؟؟!
    • علی آقاپور
      سلام بله متاسفانه چون حجمش کم بود نذاشتیم ولی تا شب جبران میکنیم
  30. narin پنجشنبه 3 مرداد 1398 09:45 ب.ظ
    خسته نباشید ادمین جان
    • علی آقاپور
      ممنون

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30