علی آقاپور نظرات چهارشنبه 26 تیر 1398 ، 07:38 ب.ظ
استاد متجاوز من/25


تند تند برگه ها رو ازش گرفتم با شیطنت و‌صدای بچگونه گفتم: یکی من، یکی تو.
خندید و خودکار قرمزش و دراورد و گفت: ازون برگه تقلبی که بت دادم بشین تصحیح کن.

نیشم تا ته وا شد برگه تقلب و از کیفم در اوردم یه خودکار قرمزم گرفتم و شروع کردم به تصحیح کردن.
لعنتی دستاش انقد فرز بود سه تا برگه رو تصحیح میکرد من یدونشم نمیتونستم تموم کنم.

بهو حرصم گرفت زدم رو دستش گفتم: عهه.
با تعجب گفت:چته رم کردی؟
با غیض گفتم: عمت رم کرده.
خندید و گفت:بگو دیگه.

پشت چشمی نازک کردم: تو خیلی تند تند تصحیح میکنی وایسا منم بهت برسم.
بلند خندید و‌گفت:نمیتونم.
با حرص گفتم: تونستن نمیخواد یکم ارومتر.

با شیطنت گفت:خودت یکار کن دستم اروم شه.
با منگی گفتم:چیکار 
شونه ای بالا انداخت که خیره شدم بهش. با موزی گری از رو میز بلند شدم و رفتم سمتش.
 
زیرچشمی نگام میکرد که دستشو باز کردم و‌از قصد نشستم روی پاهاش و‌باسنم و‌گذاشتم روی مردونش.

تنش داغ شده بود لبخندی زدم و الکی خم شدم تا تکون بخورم و تحریک شه. صداش در نمیومد. از قصد هی وول میخوردم که با صدای گرفته ای گفت: انقد تکون نخور.

خندیدم ک رسید به برگه ی من. سریع گفت: تصحیحش نمی کنم ولی دو‌نمره ازت کم میکنم.



با تعجب گفتم: اونوقت چرا؟
چشم غره ای رفت: چقد تو پررویی مثلا همه رو تقلب کردی باز طلبکارم هسی؟

تکونی به پشتم روی مرد.وش دادم که اه ارومی کشید. با ناز گفتم: خوب مثلا استاد شوهرمونه ها.

خندید و گفت: پدرسگی هسی که دومی نداری.
لب برچیدم که با خماری دست انداخت پشت گردنم و همونطور که سرمو می کشید سمت خودش گفت: توله منو وحشی میکنی خودتم باید تاوان بدی

با عشوه خندیدم که وحشیانه لباشو‌گذاشت روی لبام و محکم می بوسید 

از گرمی دستاش و داغی لباش داشتم دیوونه می شدم. این پسر فوق العاده بود، تمام حرکاتش منو دیوونه می کرد

با نفس نفس کشیدم عقب و گفتم: من و بارانا فرض می کنی؟

با خماری و‌تعجب گفت: چی؟
بغض کرده بودم:‌ما قراره شیش‌ماه دیگه از هم جداشیم چرا بهم وابسته شیم؟

فقط نگاهم کرد. نفس عمیقی کشیدم ادامه دادم: جفتمون قراره بعد از جداییمون ازدواج کنیم نمیخام موقعی که تو بغل شوهرمم یاد تو بیافتم

یهو اخم غلیظی کرد و رگ گردنش برجسته شد که ترسیدم و توی صورتم غرید: فکر اینو که کسی غیر از من بدنتو فتح کنع بیرون کن، انگشت مردی جز من بهت بخوره نابودش مییکنم






نظرات

  1. مبینا پنجشنبه 3 مرداد 1398 07:26 ب.ظ
    مرسی لارا.....مدسی که دلگرمی میدی.....
  2. لارا چهارشنبه 2 مرداد 1398 11:11 ب.ظ
    مبینا جان اول سلام عزیزم دوم ببین من بیشتر اون پالاگراف ها رو برای کسایی گفتم که تا الان ننوشتن و قصدشو دارن و از قضا این سایت دوست دارن و رمانشون اماده نیست و میتونن منتظر بمونن نه شمایی که وقتتون رو و چشمتون رو برای رمانتون گذاشتین واقعا خسته نباشید من از جانب شما دوتا نگران نیستم راستش چون میدونم که حتی اگه پخش نشه که خدانکنه شما تمام تلاشتون رو میکنید ولی من کلی گفتم و اینکه تو مگه از بقیه چی کم داری مطمئن باش که آقای آقاپور اگه جایی داشتن تو از قلم نمیوفتادی و در آخر آرزوی موفقیت دارم برای همه بچه های خاص اینجا

    یاحق .
  3. مبینا چهارشنبه 2 مرداد 1398 08:39 ب.ظ
    اقای اقاپور مگه پارت جدیدو نگفتین امروز میاد؟؟؟
    • علی آقاپور
      گذاشتیم خوب
  4. مبینا چهارشنبه 2 مرداد 1398 05:39 ب.ظ
    من باید برم.....خدافظ
  5. مبینا چهارشنبه 2 مرداد 1398 12:58 ب.ظ
    لارا اگر به خاطر منو کیمی داری میگی....
    خب شاید برای اقای اقاپور مقدور نیست گذاشتن رمانای ما تو سایتشون.....اصلا شاید دوست ندارن....سایت واقعا سایت خوبیه و ما دوست داشتیم رمانامونو اینجا قرار بدیم.....ولی وقتی فهمیدیدم شانسمون برای انتخاب شدن رمانامون کمه بیخیالش شدیم و تشکر میکنیم کاز اقای اقاپور که توضیح دادن واسمون......از اون موقع تو سایت دیگه منو کیمیا میل میزدیم که ببینیم کسی میتونه رمانامونو تو سایتش بزاره یا نه..که خیلی دوندگی داشت واقعا..ما وقتی ناامید شدیم حتی گفتیم به پسردایی من که برنامه نویسه بگیم تا برامون سایت بزنه ولی با هزینه ی خیلی بالایی روبه رو شدیم و بیخیالش شدیم....
    تا دیشب که من یه سایت و پیدا کردم که ادمینش داره راه میاد باهامون انگار.....
    نمیدونم...شایدم نشد...ولی مرسی از همتون که حمایت میکنید......مرسی اقای اقاپور.....مرسی که امید واهی و الکی ندادین.اگر امید الکی میدادین شاید ما بعدا اگر نمیشد خیلی ناراحت میشدیم.....تشکر بابات اینکه رو راست بودین
    • علی آقاپور
      سلام خواهش میکنم انشالله موفق بشین
  6. mehrasa چهارشنبه 2 مرداد 1398 12:00 ب.ظ
    سلام امروز 2مرداد پارت بعدی استادمتجاوز رو کی روی سایت میزارین .وامکانش هست ما اسم یک رمان انلاین رو بگیم وشما روی سایتتون قراربدین لطفا
  7. لارا چهارشنبه 2 مرداد 1398 03:10 ق.ظ
    اول سلام و خسته نباشید دوم اقای اقاپور شما گفتین که از بین ۱۰۰ نفری که درخواست دادن شما ۵ نفر انتخاب کردین ببینین بالاخره رمان استاد متجاوز من تموم میشه همچنین برای اون پنج نفر درسته ؟؟ خوب فرصتی برای اون تعداد که دوست دارن رمانشون رو بزار ن پیدا میشه خوب اگه افرادی که دوست دارن رمان هاشون منتشر بشه یکم صبر پیشه کنن نوبت به اونا هم میشه دیگه نکنه منظورتان اینه که اصلا همچین چیزی امکان پذیر نیست ؟؟؟ که اون موقع واقعا حیرت داره خود من هم دوست دارم بنویسم خوشم میاد اما وقتی رمان استاد متجاوز من رو هم مبینم که چقدر با نویسنده اش بد برخورد میشه گاهی چون نتونسته بنویسد پا پس می کشم ولی درکل خوب اگه بخوام هم بنویسم اینجا خوبه چون سایت خوبیه میگم اگه شما میتونین دیر نه زود ولی یه امیدی بدین که بعد از تموم شدن این رمان ها یه فرصتی میدین عالی میشه البته برای کسایی که عجله ندارند لطفا بهش فکر کنین چون خیلی منطقی هستش البته بازم من نمیدونم هر چی به صراحت انشاالله ولی من اصلا به صراحت میگم به سخن شما کار ندارم من معتقدم به این جمله که(( ه ی چ )) (( ک ا ر ی )) ((ن ش د )) ((ن د ا ر ه ))


    والسلام و یاحق
    • علی آقاپور
      سلام خوب باید رمانتونو ببینم بدم رمانخوی مخصوص خودمون بخونن اگه تایید کردن میزاریم ولی اوناهم خیلی سخت تایید میکنن حالا مونده به رمانو نوشتنون و باید از تلگرام برامون پیام بدین
  8. آمین سه شنبه 1 مرداد 1398 03:31 ب.ظ
    ببخشید آقای آقاپور نمیشه همون پارت کوتاهی که توی تلگرام میذارید اینجا هم بذارید ؟؟آخه خیلی ها تلگرام ندارن و ...
    • علی آقاپور
      سلام فردا پارت گذاری میشه
  9. مبینا سه شنبه 1 مرداد 1398 01:13 ق.ظ
    باشه.....تشکر بابت اینکه وقت گذاشتین و جوابامونو با حوصله دادین.....ممنونم بابتش....تشکر
    • علی آقاپور
      خواهش میکنم
  10. مبینا سه شنبه 1 مرداد 1398 01:08 ق.ظ
    پس باید شانسمونو تو یه سایت دیگه محک بزنیم و اینجا اصلا مقدور نیست......حرفتون همین بد دیگه؟
    • علی آقاپور
      بله متاسفانه
  11. مبینا سه شنبه 1 مرداد 1398 12:56 ق.ظ
    اره.....اگر میشه یه داهی...چاهی...چیزی جلوپامون بزارین که پامون به تلگرام و این اپلیکیشنا وا نشه..‌‌.‌..اگر براون مقدوره که بگین....اگرم نیست که بازم بگین.....
    • علی آقاپور
      ببخشین مقدور نیست و اینم بگم از بین هر صد نفر که خواستن رمانشونو بزاریم 5 نفر انتخاب شدن
  12. کیمیا سه شنبه 1 مرداد 1398 12:47 ق.ظ
    ببخشید کسایی که نمی تونن وارد تلگرام بشن و قصد دارن رمانشون رو اینجا قرار بدن باید چیکار کنن ؟
    • علی آقاپور
      تنها راهمون همینه و گذاشتن رمان تو سایتای ما مراحل سختی داره که فقط تو تلگرام بیان میشه
  13. Unknown girl دوشنبه 31 تیر 1398 07:16 ب.ظ
    ممنون از پاسخگویی شما و وقتی که پیرامون گذاشتین .
    • علی آقاپور
      خواهش میکنم
  14. مبینا دوشنبه 31 تیر 1398 01:59 ب.ظ
    این حرف و کلمه ی (نوشین)و دیگه نمیخوام بشنوم.....
    چیزی که تموم شده، تموم شده....دیگه کشش ندین.....نوشین خودش پاشد رفت.....دیگه حرفی باقی نمیمونه‌.‌‌
  15. مبینا دوشنبه 31 تیر 1398 01:57 ب.ظ
    تبسممممممممممممممممممممممممممم
  16. تبسم دوشنبه 31 تیر 1398 01:15 ب.ظ
    دقیقا
    اقای اقاپور دو روز پیش یه پارت تو رمان تک گذاشتن ولی اینجا جواب ندادن؟ چرا ؟

    اقای اقاپور اگه نمیتونین خو یه ادمین دیگه هم بزارید (نوشین خیلی میخواست ادمین بشه ها )
    • علی آقاپور
      اگه از شما کمک خواستیم حتما اعلام میکنم
  17. لارا دوشنبه 31 تیر 1398 02:49 ق.ظ
    اول سلام دوم من واقعا نمیتونم درک کنم چرا جواب نمی دید؟؟؟؟؟؟؟ اه واقعا انتظار ازتون نداشتم میدونم مشغولی هستید اما این باعث نمیشه جواب ندید من واقعا برام سوال شده چه جوری میتونیم رمان همون رو رو تو سایت منتشر کنیم اما شما جواب ندادید حتی بعضی دوستان من هم پرسیدن اما ظاهرا شما اینجا رو فراموش کردید ما که درباره رمان حرف میزنیم من بازم با تبسم موافقم درست میگه با تمام احترامی که براتون قائلم اما میگم که شما نسبت به حرف هامون بی توجهی میکنین من چند بار دوست داشتم نظر بدم ولی وقتی جوابی نداره پس بهتره ندم اما گفتم بگم که منم از اون دسته آدما هستم که منتظر جوابم اما هیچی به هیچی اگه واقعا بخواد به این روال پیش بده واقعا آدم رقبت نمی کنه به اینجا سر بزنه حالا نه تنها من همچنین دوستانم در آخر خسته نباشید بابت توجهای بی اندازتون و یاحق
    • علی آقاپور
      ممنون بابت احترام و صبر بی اندازتون
  18. basketbalist یکشنبه 30 تیر 1398 09:14 ب.ظ
    میشه رمان های جدید هم بزارید؟
    • علی آقاپور
      حتما میزاریم
  19. basketbalist یکشنبه 30 تیر 1398 09:13 ب.ظ
    سلام خسته نباشید اگه ما خودمون رمان بگیم بهتون واسمون میزارید؟میشه رمان مالک من و عروس ۱۳بزارید
    • علی آقاپور
      سلام بعدا شاید چون بررسی میشه
  20. کیمیا یکشنبه 30 تیر 1398 08:55 ب.ظ
    من همون دختر ناشناسم خواستم فاز بدم خخخ
  21. مبینا یکشنبه 30 تیر 1398 08:19 ب.ظ
    بچه ها چقدر مشتاق رمان نوشتن داریم.....من.....کیمیا.....دختر ناشناس....حالا چرا ناشناس؟
  22. کیمیا یکشنبه 30 تیر 1398 08:06 ب.ظ
    بله ممنون میشیم جواب بدید
  23. مبینا یکشنبه 30 تیر 1398 08:02 ب.ظ
    اگر بخوایم تو سایت خودتون((ققنوس))بزاریم باید چیکار کنیم؟.....میشه یه کمکی بکنین؟؟؟
  24. مبینا یکشنبه 30 تیر 1398 08:01 ب.ظ
    اره...میشه لطفا بگید که چطور باید یه رمانانلاین رو بزاریم؟؟؟؟؟؟؟
    • علی آقاپور
      تو این سایت نمیشه مراحلش زیاده باید تو تلرام به ما پیام بدین
  25. Unknown girl یکشنبه 30 تیر 1398 07:35 ب.ظ
    سلام ، ببخشید چطوری میتونم رمانم رو منتشر کنم ؟
    • علی آقاپور
      سلام وارد گروه تلکراممون بشین و به ما پیام بدین
  26. مبینا یکشنبه 30 تیر 1398 06:55 ب.ظ
    ببخشید اقای اقاپور....میشه پیامای چت رومو پاک کنین؟؟؟؟؟؟؟
  27. تبسم یکشنبه 30 تیر 1398 06:34 ب.ظ
    راستی

    پارت جدید ؟

    چهار روز گذشته
    • علی آقاپور
      زمانشو گفتیم ۲ مرداد
  28. تبسم یکشنبه 30 تیر 1398 06:34 ب.ظ
    اقای اقاپور ما تو چت روم فعالیم قرار نیست اینجا رو یادمون بره

    حواستون هست که سوالا رو یه در میون بعد از دو سه روز جواب میدین ؟ ده بیست سی چهل میکنین سوالا رو جواب میدین ؟
    • علی آقاپور
      سوالارو جواب میدیم
  29. لارا یکشنبه 30 تیر 1398 01:14 ق.ظ
    سلام آقای آقاپور خسته نباشید و ممنونم کوتاه بود اما دیگه میدونم حداقل تقصیر شما نیست به امید پارتی طولانی و با مدت زمان کوتاه تا اون موقع

    یاحق .
  30. آمین شنبه 29 تیر 1398 12:14 ب.ظ
    چرا پارت جدید رمان رحم اجاره ای رو نمیذارید؟؟
    • علی آقاپور
      گذاشته شده

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30