علی آقاپور نظرات پنجشنبه 20 تیر 1398 ، 01:14 ق.ظ
استاد متجاوز من/24


با شنیدن حرفش لبخند از ته دلی زدم که جلوی چشم بارانا بوسه ای روی گونم زد که خجالت زده سرمو‌ انداختم پایین.

بارانا با صدای عصبی و بغض داری گفت: من میرم دامون خدافظ.

یه لحظه از خودم بدم‌اومد که چرا بین عشقشون قرار گرفتم، بعد از رفتن بارانا دامون با کلافگی چنگی به موهاش زد که بر خلاف دلم گفتم: اگه دوسش داری اذیتش نکن!

با ناراحتی نگاهم کرد‌و‌گفت: دوسش داشتم اما الان.. نمیدونم نمیدونم گیجم 
با نفس عمیقی گفتم: اگه دلت میخوادش برو‌دنبالش.

نگاه عمیقی بهم کرد پوزخندی زد و‌گفت: نگران اون نباش اون تنها نمیمونه.
متعجب نگاهش کردم که گفت: میخوای امتحان کنیم ببینی کجا میره؟

با تعجب گفتم: کجا میره؟
دستم وگرفت و گفت: بریم دنبالش.
مستاصل گفتم:اما من به عطیه قول دادم باهاش برم بیرون. نمیخاد بریم تو که میدونی چرا میخوای خودتو ازار بدی

سری تکون داد: باشه برو مواظب خودت باش.
با دلسوزی و برای دادن ارامش بوسه ای روی گونش زدم که لبخندی زد.


با شوقی وصف نشدنی از اتاقش اومدم بیرون خیلی خوب بود که خودش اتاق جداگانه و‌ خصوصی توی دانشگاه برای خودش گرفته بود.

حرکت کردم سمت حیاط و هرچی نگاه کردم عطیه رو‌ ندیدم با تعجب شمارشو گرفتم که بعد چند تا بوق جواب داد: الو ایسان؟ ببخشید یهو‌رفتم مامان زنگ زد عمه بزرگم از جنوب اومده مجبور شدم برم.

- اشکال نداره دیوونه باشه سلام برسون.
_باشه عزیزم مواظب خودت باش خداحافظ.
خداحافظی کردم و‌دوباره رفتم سمت اتاق دامون. نگاهی به اطراف کردم و‌ پریدم توی اتاقش.

سرش روی میز بود اروم حرکت کردم سمتش فکر کنم خواب بود. نگاهی به برگه هامون کردم لبخند شیطانی زدم و‌خواستم برم سمتشون که گفت: شیطونی نکن بیدارم.

با حرص گفتم: زهرمار ترسیدم.
خندید و تکیه داد به صندلی گفت: نرفتی که!

با تخسی گفتم: دوستم کار داشت رفت اومدم پیش تو.

ابرویی بالا انداخت و گفت: پس بیکار نباش بیا برگه هارو‌تصحیح کنیم.
نیشم وا شد و سریع نشستم روی میزش‌


*دوستان عزیز به علت دیر کرد رمان از همگی معذرت میخوایم*






نظرات

  1. چهارشنبه 26 تیر 1398 11:15 ب.ظ
    آقای اقاپور پارت جدید نمیزارین
    • علی آقاپور
      سلام گذاشته شده
  2. narin چهارشنبه 26 تیر 1398 07:18 ب.ظ
    اقای اقاپور پس کی پست های جدیدو میزارید.....لطفاپاسخگوباشید....مامنتظریم
  3. مبینا چهارشنبه 26 تیر 1398 07:15 ب.ظ
    به نظرم دارت پارت جدیدو پیگیری میکنن.....
  4. آمین چهارشنبه 26 تیر 1398 06:56 ب.ظ
    آقای آقا پور غیبشون زده جواب نمیدن
  5. پگاه چهارشنبه 26 تیر 1398 05:56 ب.ظ
    اگه میشه لطفا اعلام کنید کی میزارین؟؟
  6. پگاه چهارشنبه 26 تیر 1398 05:54 ب.ظ
    اگه میشه لطفا اعلام کنید کی میزارین؟؟
  7. Behpari چهارشنبه 26 تیر 1398 04:17 ب.ظ
    ممنون عزیزم.خوب خداروشکر خیالم راحت شد اینجا نبوده دارم از عصبانیت منفجر میشم. ولی این جریانا مال دیشب نیوده حدود یک ماه پیش بوده و من دیشب متوجه شدم
  8. مبینا چهارشنبه 26 تیر 1398 04:07 ب.ظ
    نه عزیزم با این اسم ها ما دعوا یا شخصی رو نداشتیم ولی دیشب دو نفر اومدن که اسماشون امین1 و بارانا بود...اومدن تو چت روم
    اینجا و ما هم فکرکردیم عضو جدیدن.....
    امین1 و بارانا.....بعد اقای اقاپور گفتن
    که این دو نفر یک نفرن که با یه ایدی پیام دادن.........فکرنکنم دختر دایی و پسر دایی
    شما بوده باشن....به هر حال اینجا دعوایی
    اینجا و تو چت روم صورت نگرفته........
    دشمنت شرمنده باشه عزیزم........
  9. Behpari چهارشنبه 26 تیر 1398 03:55 ب.ظ
    سلام به همگی من دیشب فهمیدمکه پسرودختردایی عزیزم توی2روزی که اتاق من دستشون امانت بوده فضولی کردن و نتیجه شده پیداکردن مشخصات ایمیل های من و از اون جایی که تاریخچه لپ تاب روپاک نمیکنم داخل سایت هایی که من رفتم به قول خودشون معرکه گرفتن.ظاهرا ی داستان درباره دوران دبیرستانم با یکی از دوستام نوشتن و داخل یکی از سایت هاهم ی دعوای حسابی کردن و آبروبرای من نزاشتن.من وقتی کامنت میدم اگه منتظر جواب باشم چک میکنم در غیر این صورت نه برای همین متوجه نشدم که چیکارمیکنن.حالا اگه بااسم بهپری یا بهشید یا پریسا خراب کاری کردم من واقعا از همگی مخصوصا اقای اقاپور معذرت میخوام.چون نمی دونم داخل کدوم سایت پیام دادن و دعوا کردن دارم همه جا پیام میدم و معذرت خواهی میکنم.اگه حرف یا کارناشایستی انجام دادن من واقعا شرمنده ام
    سپاس
    • علی آقاپور
      سلام ایرادی نداره اتفاقیم نیفته که عذر بخوایین در هر صورت ممنون از لطفی که کردین
  10. آمین چهارشنبه 26 تیر 1398 12:08 ب.ظ
    سلام امروز کی پارت جدیدو میزارین؟؟
  11. چهارشنبه 26 تیر 1398 09:17 ق.ظ
    امیدوارم پارت جدید طولانی تر از قبلی باشههه
  12. چهارشنبه 26 تیر 1398 09:15 ق.ظ
    امروز 26 ساعت چندپارت جدید گذاشته میشه؟
  13. مانا دوشنبه 24 تیر 1398 10:34 ب.ظ
    آقا لطفا جوابگو باشید.جدی جدی به این نویسنده محترم بگید به خواننده ها احترام بذاره .بهشون بگین هزاران نفر در روز منتظر پارت جدیدن .متاسفانه مد شده نویسنده روزهای اول تند تند پارت جدید میدن بعد که دید رمانش طرفدار پیدا کرده اینجوری میکنه . واقعا براشون متاسفم .اینکه حالا یه دعوایی شده دلیل نمیشه پارت جدید یجای دیگه بذاره .
    • علی آقاپور
      سلام ممنون از نظرتون ولی هیچ وعوایی صورت نکرفته پارت جدید 26 قرار میگیره
  14. shadi دوشنبه 24 تیر 1398 05:24 ق.ظ
    سلام ببخشید یه سوال داشتم
    من یه رمان دارم میخوام بدم بیرون باید چیکار کنم؟؟
    ممنون میشم ازتون بهم کمک کنید
    • علی آقاپور
      سلام به گروه تلگرامیمون وارد شین از اونجا به ما پیام بفرستین
  15. تبسم شنبه 22 تیر 1398 02:12 ب.ظ
    پارت جدید معشوقه استاد ..گرداب ..اقای مهربون خانوم خوشزبون ...و اسارت عشق . شاهدخت و در اخر استاد متجاوز من کی میاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    • علی آقاپور
      بعضیاشون امروز و بعضی از رمان ها فردا کاملا پارت گذاری میشن و رمان استاد متجاوز من هم 26 تیر پارت گذاری میشه
  16. تبسم جمعه 21 تیر 1398 10:36 ب.ظ
    رمان اقای مهربون خانوم خوش زبونم بزارید
    • علی آقاپور
      تو سایت رمان تک هست این رمان
  17. مبینا جمعه 21 تیر 1398 03:33 ب.ظ
    برو خداروشکر کن برادرم....
  18. جمعه 21 تیر 1398 03:18 ب.ظ
    پارت بعدی کیهه؟نویسنده محترم این انساف نیس ما اینهمه
    منتظر پارت جدیدیم ولی شما بعد چند روزپارت به این کمی میزارین
  19. تبسم جمعه 21 تیر 1398 01:52 ب.ظ
    اینا گفتم که بخونین علاوه بر رمان ...هم حوصلتون سر نمیره ..همبه بزرگی این رمان پی میبرین ..و هم اقای اقاپورو دست کم نمیگیرین
  20. تبسم جمعه 21 تیر 1398 01:51 ب.ظ
    و بازهم سلام .....بچه ها من اصلا به سمت راست سایت توجه نداشتم ..الان اگه نگاه کنین میبینین ..چقدر این سایت یزرگه ..همهچیز داره (جک و طنز هاش عالی )(اهنگ هاش ولی قدیمیه .اما بامزه )(قسمت اریشش خیلی خنده داره و طراحی ناخنش عالی )(من از قسمت لباس های دخترانه اصلا خوشم نیومد حالا سلیقه ایه )(مدل مو ..حرف های عاشقانه و در اخر رماناششش محشره )
  21. تبسم جمعه 21 تیر 1398 01:13 ب.ظ
    ببخشید اقای اقاپور ...میشه یه رمان انلاین که پارت گذاریش تموم شده (غیر ازرابطه و عروس استاد ) پیشنهاد کنین
    • علی آقاپور
      رمان حصار
  22. تبسم جمعه 21 تیر 1398 12:40 ب.ظ
    نخیر اصلا دعوایی وجود نداره ...یه سوتفاهم از طرف من بود که پشیمونم چرا این فکرو کردم و بقیه هم از خدا بیخبر قبول کردن ...بازم معذرت میخوام ..قضاوت نابه جایی بود
  23. آمین جمعه 21 تیر 1398 12:27 ب.ظ
    سلام ببخشید دعواتون بخاطر اینه که تو کانال خودش رمانو میذاشته؟؟
    • علی آقاپور
      دعوایی نشده ولی مثل قبلم باهاشون صمیمیتی نیست و بعد این رمان دیگه باهاشون کار نمیکنیم
  24. آمین جمعه 21 تیر 1398 11:11 ق.ظ
    پارت بعدی کی میاد؟؟
  25. negin پنجشنبه 20 تیر 1398 01:22 ب.ظ
    و بنظرم دوستان هعی نپرسین چرا رمان کمه؟ چرا رمان دیر میاد؟ رمان کی میاد؟ و هزارتا سوال تکراری دیگ اوووف... و اقای اقاپور اگر اطلاع پیدا کنن از زمان پارت گزاری جدید قطعا بهمون میگن
    • علی آقاپور
      ممنون خودمون اعلام میکنیم حتما
  26. تبسم پنجشنبه 20 تیر 1398 01:14 ب.ظ
    و در اخر نتیجش میشه اینکه شما اگه چیزی میخواین بگین به خود نویسنده بگین ..دقیق شخص نویسنده ..چون با این چیزایی که من دیدم میتونم به تلاش اقای اقاپورپی ببرم (یعنی میتونم بگم که ایشون هر وقت پارت هست میزارن ..البته از اولم درش شکی نبود .) و اینم بگم که من هیچ موقع درمورد مقدار و زمان رمان با اقای اقاپور بحث نکردم .فکرکنم تا الان فهمیدین (اینو گفتم که نگین دیگ به دیگ میگه روت سیاه )
    • علی آقاپور
      سلام خیلی ممنون از لطف درکتون
  27. تبسم پنجشنبه 20 تیر 1398 01:10 ب.ظ
    این نشون میده که نویسنده توانایی نوشتن تو یه روز با مقدار زیادرو داره و این جایت تعجب داره که تو یه هفته نمیتونه دوبرابرشو بنویسه ..البته نمیتونم قضاوت کنم شاید مشکل دارن ..ولی به نظر شما چهار روز برای نوشتن یه پارت قابل قبول کافی نیست ؟
    • علی آقاپور
      زیادم هست ولی خوب وقت ندارن
  28. تبسم پنجشنبه 20 تیر 1398 11:40 ق.ظ
    اها خوب فکر کردم دعوا شده ..چون گفتین اتفاقی افتاده بین شما و نویسنده ..برای همین گفتم ..بخشید .معذرت
    • علی آقاپور
      سلام نه خواهش میکنم چیزی نگفتین که ببخشم راحت باشین
  29. تبسم پنجشنبه 20 تیر 1398 11:17 ق.ظ
    به نظر من دعواتون شده ...وگرنه چه دلیلی داره که نتونین حرف بزنین ...حالا شاید بگین مسافرتن و مریضن و این حرفا ..ولی پس چرا یه بار گفتین اتفاقی بین منو نویسنده افتاده که نمیشه ؟
    • علی آقاپور
      سلام قضاوت نکنین فقط دیگه من خستم از هی تکرار کردن حرفا همین
  30. Mobina پنجشنبه 20 تیر 1398 01:44 ق.ظ
    ببخشید اما چرا نمی تونید حرف بزنید یعنی واقعا نویسنده درک نمیکنه که کلی آدم منتظر یه ذره پارت ایشونن خب اگه وقت نداشتن یا دیگه میلی به نوشتن ندارن از اولم نباید این رمان رو شروع میکردن
    • علی آقاپور
      سلام چون از تکرار الکی خسته شدیم همین

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30