علی آقاپور نظرات پنجشنبه 6 تیر 1398 ، 08:48 ب.ظ
استاد متجاوز من/22


صبح که از خواب پاشدم اون خواب بود خواستم بگم پاشو  که دیشب  از بس ناله کرده بودم گلوم خشک شده بود. دست لرزونمو گذاشتم روی قفسه ی سینم. با بیحالی برگشتم سمت دامون که چشاش بسته بود.

خواستم بلندشم که صدای خش دارش گفت: کجا؟!

با بی حسی گفتم: تشنمه.
اروم بلندشد و گفت: باش خودم میارم.
با دیدن تن لختش سرمو انداختم پایین که مردونه خندید:
_تو که همه چیو دیدی از چی خجالت می کشی؟

لپام گل انداختن که خم شد و زیرگوشمو بوسید که لرزیدم. من دارم با خودم چیکار می کنم؟! 

با بیرون رفتنش بهت زده به در خیره شدم. چرا انقدر در برابرش سستم؟ چرا نمیتونم خودمو کنترل کنم و راحت خودمو در اختیارش میزارم.

اشکام  گونه هام و خیس کرده بودن. من یه دختر خرابم که از بودن باهاش لذت می برم‌. لبمو گاز گرفتم و گریه م شدت گرفت.

دامون با لیوان ابی اومد داخل و با دیدنم هول شده دوید سمتم و گفت: چیشده؟ درد داری؟ ایسان؟

با هق هق گفتم: م..من دختر بدیم؟
با تعجب گفت: یعنی چی؟

دستموجلوی صورتم گذاشتم و با گریه گفتم: من دختر خرابیم که باهات بودم؟

یهو دستاش روی بازوهام کیپ شد و با صدای پر از حرصش و شنیدم: تو زن منی میفهمی؟ مال منی! کی گفته تو خرابی؟ ادم با شوهرش میخوابه مگه خراب میشه؟

با گریع نگاهش کردم:ولی جفتمون میدونیم که همه اینا نقشه ست. دروغه! میدونیم و بازم..

خیره به چشمام با کلافگی چنگی به موهاش زد و لیوان و اب و گرفت سمت لبام: بخور.

دستای لرزونمو بالا اوردم و لیوان و ازش گرفتم و اب و سرکشیدم. با شنیدن صداش...


با لذت نگاهم کرد و گفت: از حیا و پاکیت خوشم میاد.
لپم سریع سرخ شد و گفتم: ممنون.

#دامون
خیره به صورت خجالتیش بودم از معصومیتش لذت می بردم،عشوه نمی ریخت از قصد تحریکم نمی کرد بهم نمی چسبید.

برعکس خیلی از دخترا ک دیدم شخصیت خودشو زیرسوال نمی برد. یاد چشمای بارانا افتادم وقتی که برام عشوه میومد و خرم می کرد تا واسش خرید کنم و نازشو بکشم‌.

اون چشما خیلی بااین چشمای بی شیله پیله فرق می کرد. به خودم اومدم و دیدم خیلی وقته بهش خیره شدم و اون کم کم داره ذوب میشه.

لبخندی زدم و گفتم:بخواب. فردا صبح امتحان داریم.
یهو اخم کرد و با تشرگفت: یعنی ازمن امتحان میگیری؟

با منگی گفتم: چرا نگیرم؟ 
با غیض گفت: الان ساعت چنده؟ 5 صبح! از ۱۲ شب تا نصف شب اومدی پشت و روم کردی یکم خوابیدی بیدار شدی حالا میگی بیا امتحان بده!

متعجب نگاهش کردم که یهو محکم زد روی دهنش. بلندزدم زیر خنده که از حرص رفت زیرپتو با خنده زدم روی شکمش و گفتم: باشه خانوم نیا. ما که حرفی نمیزنیم

باز زدم زیرخنده و گفتم: ایشالله هرشب ازین پشت و روها داشته باشیم.

زیرلب با حرص گفت: زهرمار خجالت بکش.
نیشم تا ته واشد و گفتم: بخواب پیشی باز پشت و روت می کنما.

بالشت و گرفت محکم زد توی صورتم که زدم زیرخنده و گفت:مرض. پسره ی پرروی بی حیا. خجالتم خوب چیزیه.
با لبخند عمیقی نگاش کردم: بخواب شیرت خشک میشه. بخواب که فردا باید بریم دانشگاه.

سلام دوستانی که میخوان دمانو زود تر بدونن و از رمانای سایت جدیدمون باخبر بشن حتما وارد گروه تلگرامیمون بشن ممنون






نظرات

  1. negin چهارشنبه 12 تیر 1398 11:49 ب.ظ
    ممنون مبینا خودم یه جند ساعت پیش متوجه شده شدم ولی بازم مرسی
    • علی آقاپور
      دوستان بعضی از پیاماتون امکان پاک شدنش هست اگه فرستادین و پاک شده بدونین ایراد سیستمی ماست چون با حجم زیاد نظرات شما دوستان پاک میکنه بعضی مواقع
  2. Mobina چهارشنبه 12 تیر 1398 03:47 ب.ظ
    نگین جان پیامای قبلی هست فقط باید بیای پایین اونجایی که نوشته ارسال، یه کادر هست که نوشته (نمایش نظرات 1 تا 30)...اونجا میتونی پیام های قبلی رو بخونی...
  3. Mobina چهارشنبه 12 تیر 1398 03:47 ب.ظ
    نگین جان پیامای قبلی هست فقط باید بیای پایین اونجایی که نوشته ارسال، یه کادر هست که نوشته (نمایش نظرات 1 تا 30)...اونجا میتونی پیام های قبلی رو بخونی...
  4. Mobina چهارشنبه 12 تیر 1398 03:44 ب.ظ
    من کع میگم این رمان هم مثل بقیه ی رمان ها اخرش این ایسان و دامون عاشق هم میشن و بوس بوس...بای...دیگه چی قراره بشه؟ تاحالا هر رمانی بوده همین شکلی بوده دیگه
  5. لارا چهارشنبه 12 تیر 1398 02:21 ق.ظ
    سلام چرا پارت جدید نمیاد؟؟؟؟ اونقدر درگیر مسئله های انحرافی شدیم که موضوع اصلی رو فراموش کردیم امیدوارم زودتر پارت جدید بیاد
    یاحق .
    • علی آقاپور
      سلام تا ساعت 18 گذاشته میشه
  6. negin چهارشنبه 12 تیر 1398 12:25 ق.ظ
    سلام ببخشید من الان اومدم سایت پیامای قبلی رو حزف کردین یا لبتابم هنگ کرده ؟و لارا دشمنت شرمنده..راستی اگه اقای اقاپور پیامای قبلی رو پاک کردن باید بگم دستشون درد نکنه و در اخرم ایشالا از این به بعد هم همین جو باشه تو سایت اووو چقدر حرف زدم
    • علی آقاپور
      سلام حذف نشده . ممنون
  7. Fatemeh چهارشنبه 12 تیر 1398 12:22 ق.ظ
    جالبیه این سایت منو یاد بچه های گروهمون انداخت دلم براشون تنگ شده ای کاش میشد دوباره ببینمشون
  8. چهارشنبه 12 تیر 1398 12:15 ق.ظ
    وای دارم میمیرم از کنجکاوی که بفهمم چی میشه
  9. فائزه سه شنبه 11 تیر 1398 10:33 ب.ظ
    مثله همیشه عالی بود لطفا پارت بعدیو طولانی تر بگذارید با تشکر
    • علی آقاپور
      بله حتما سعی میکنیم
  10. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 08:13 ب.ظ
    نه...پارت و که فردا میزارن دستشونم درد نکنه من فقط میخوام بدونم چه ساعتی میزارین که سریع بیام ببینمش
  11. servin سه شنبه 11 تیر 1398 08:10 ب.ظ
    اقاچراپارت نمیزارید
  12. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 08:05 ب.ظ
    میگم که...میشه یه ساعت دقیق بدین بهمون که فردا چه ساعتی رمان توی سایت قرار میگیره؟
    • علی آقاپور
      نمیتونم دقیق بگم چون خیلی مشغولم ولی سعی میکنم تا 17 بزارم
  13. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 06:07 ب.ظ
    لبخند... توهم خیلی باحال و خوبی ...راستی تبسم اسم به این قشنگی حیف نیست قبلا نمیذاشتیش؟ من خیلی اسمت و دوست دارم.....در هر حال من الان رو با دیروز و روزای قبل مقایسه میکنم کلا خیلی پیشرفت کردیم..‌‌اورین.اورین...ادامه بدین دوستای گلم....ترشی نخوریم یه چیز میشیم
  14. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 06:04 ب.ظ
    جااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان؟؟؟؟ اینا چیه نوشتی؟...اول فکر کردم فینگلیشه ولی وقتی خوندم هیچی نفهمیدم.‌.‌.واضح جانم...واضح صحبت کن...
  15. تبسم سه شنبه 11 تیر 1398 05:32 ب.ظ
    قربونت برم عزیزم (_مبینا)
  16. سه شنبه 11 تیر 1398 05:31 ب.ظ
    لطف میکنی عزیزم (منظورم مبینا بودا حالا کسی نیاد بگه خانم خجالت بکش من با اون همه حرفی که به اقای اقاپور زدم بهشون تو نگفتم هرچند فعلام مفرد بوده )از بحث خارج شدم
    مبینا جونم منم سعی میکنم صمیمانه برخود کنم
    چون میدونم دوست خوبی هستی
  17. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 04:56 ب.ظ
    پارت ۲۳ فرداست... اقای اقاپور گفتن که
  18. Ay deniz سه شنبه 11 تیر 1398 04:50 ب.ظ
    عالییه ممنون از زحماتتون.
    پارت بعدی رو کی میزارین؟
  19. Ay deniz سه شنبه 11 تیر 1398 04:49 ب.ظ
    عالییه ممنون از زحماتتون.
    پارت بعدی رو کی میزارین؟
  20. سه شنبه 11 تیر 1398 02:59 ب.ظ
    پارت بعد کی میادددد
    • علی آقاپور
      فردا میاد اگه عجله دارین وارد گروه بشین
  21. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 02:37 ب.ظ
    لبخند مطمئن باش اقای اقاپور منظورشون به پررو و گستاخ و اینا نبوده... تو این ویژگی ها رو نداری و اقای اقاپور هم قطعا اینا رو میدونن...
  22. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 02:33 ب.ظ
    در جوابت لبخندک که گفتی( اخلاق و رفتار تو هم قشنگه ) چشات قشتگ میبینه....بفرما... نگفتم با احترام با هم برخورد کنیم همه چی حلهههه؟... اینم نتیجش...از دیروز تا حالا کسی به کسی بی احترامی نکرده...لبخندک چون تو گفتی از حرفای کلیشه ای بدت میاد من به شخصه سعی میکنم از این حرفا نزنم و باهاتون خاکی تر باشم.
  23. مبینا سه شنبه 11 تیر 1398 02:30 ب.ظ
    پارت بعدی فرداست خانم.....
    • علی آقاپور
      بله فردا
  24. سه شنبه 11 تیر 1398 01:30 ب.ظ
    تا باشه از این کلنگ زنا
  25. تبسم سه شنبه 11 تیر 1398 01:29 ب.ظ
    اقای اقا پور خواهش میکنم(در جواب ممنون گفتنتون )
    بعدم اگه منظورتون از شلوغ شیطون و لجبازه که باید بگم بلع من اینجوریم
    ولی اگه منظورتون یه چیز دیگه مثل سر به هوا ..پررو ..عصبی .. گستاخ و.....
    هستش
    شرمنده ولی واقعا من اینجوری نیستم
    • علی آقاپور
      نه همون شلوغ و شیطون لجبازه
  26. تبسم سه شنبه 11 تیر 1398 01:26 ب.ظ
    لارا خیلی بامزه ای
    خیلی از حرفات خندیدم
    این برادر من گفتنت خیلی باحال بود
    در ضمن منم از تعریف های الکی خوشم نمیاد
    برام جالبه که ما اینقدر اخلاقمون به هم نزدیکه
    دشمنت شرمنده لارا جون
  27. تبسم سه شنبه 11 تیر 1398 01:23 ب.ظ
    مبینا جون ممنونم
    اخلاق و رفتار تو هم خیلی قشنگه عزیزم
  28. ....... سه شنبه 11 تیر 1398 12:48 ب.ظ
    سلام پارت بعدی کیه؟
    • علی آقاپور
      فردا
  29. Mobina سه شنبه 11 تیر 1398 02:09 ق.ظ
    بچه ها خواهش من رو با قانون اشتباه نگیرید...من اگر حرفی میزنم در حد یه خواهشه...با تشکر تمامی دوستان که به خواهشم احترام گذاشتن و الان ما در کنار هم یه جو دوستانه و صد در صد پایدار رو تشکیل دادیم...شبتون با کابوسای رنگی رنگی خوش
  30. لارا سه شنبه 11 تیر 1398 01:13 ق.ظ
    مبینا جون من تازه قانونتون رو خوندم منم از این به بعد به این قانون پایبندم بوخودا اصلا سوگند یاد میکنم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30