علی آقاپور نظرات پنجشنبه 29 فروردین 1398 ، 08:02 ب.ظ
استاد متجاوز من/9


محکم بازومو گرفت توی دستش و با خشونت گفت: من زخم دیدم ایسان. سگ‌بشم کسی جلو دارم نیست. نزدیکش نشو وگرنه..

بااینکه از لحنش ترسیده بودم اما محکم هولش دادم عقب و گفتم: مگه قرار نبود تو کار هم دخالت نکنیم؟ پاتو کفش من نکن. من به تو کاری ندارم توهم نداشته باش.

با حرص زل زده بود بهم یهو با شنیدن صدای بارانا برگشتیم سمتش. با ناز بی توجه به من رو به دامون گفت: چرا نمیای عزیزم؟

با کاری که دامون کرد متعجب شدم. رفت جلو و دست بارانا رو گرفت و گفت: بریم عزیزم.

بدون اینکه نگاهی بهم بکنه رفتن. بارانا سر از پا نمی شناخت و من از حرص دوست داشتم خونه رو روی سرش خراب کنم.

با قدم های اروم به سمت فامیلام رفتم. با دیدن مهرداد که مشغول خوش و بش با پسرای فامیل بود لبخند زدم. خیلی دوستش داشتم. 

رفتم سمت و سرم و گذاشتم روی بازوش که برگشت سمتم. با دیدنم لبخند زد و دستشو دور شونم انداخت. علی پسرعموم با دیدنم گفت: عروس خانوم مارم یکم تحویل بگیر. از بچگی مثل کنه چسبیده بودی به مهرداد.

با عشق گفتم: خوب داداشیمه دوسش دارم.

ناصر پسرخالم با حرص چپ چپ نگام کرد و گفت: ما چی هستیم؟ برگ چغندر؟

با خنده گفتم: برگ‌چغندر چرا؟ بیچاره چغندر.

بلند زدم زیرخنده که پشت بندم شروع کردن به خندیدن. با شنیدن اهنگ شاد رقصی بی طاقت به مهرداد گفتم: بریم وسط؟

زمزمه کرد: پس شوهرت کو؟
بغضی که توی گلوم نشست و سریع قورت دادم و گفتم:پیش رفیقاشع. اونو ولش کن من میخوام با تو برقصم.

با دقت نگاهم کرد و ابروهاش بالا پریدن. یه قدم رفت عقب دستش و گرفت سمتم و گفت: افتخار رقص میدی بانوی زیبا؟


با لبخند ملوسی دستشو گرفتم که باهم رفتیم وسط. خیلی جالب بود. جشن عقد من و دامون بود هرکدوممون داشتیم با ینفر دیگه می رقصیدیم. 

دامون با دیدن من و مهرداد اخماش رفت توی هم. مهرداد با مهربونی گفت:
_بعدا راجع به اتفاقات بین تو و نامزدت برام توضیح میدی.

همونطور که می قصیدم سرم و بلند کردم و با تعجب گفتم: چی؟
دستی روی صورتم کشید و بشکن زنان همراه با رقصش  گفت: چیزی ازش نمیدونم. ولی هرچی هست میدونم این ازدواج صوریه.

رنگم به شدت پرید. مهرداد از بچگی همیشه مچمو می گرفت. همیشه مجبور بودم براش توضیح بدم و کمکم کنه ولی الان نمی تونستم. نمی تونستم بگم بهم تجاوز کرده و مجبورم.

یهو اهنگ ساسی مانکن جنتلمن گذاشته شد و برقا خاموش شد. جوونا با جیغ و سوت ریختن وسط. با خنده برگشتم سمت مهرداد و گفتم: جنتلمن کی بودی پسردایی؟

با شنیدن صدای دامون یخ شدم. با خشونت گفت: حتما جنتلمن تو دخترعمه.

لال شدم. با یاداوری کاری که کرد سعی کردم بیخیال شم و گفتم: مهرداد کجا رفت؟

چنگی به کمرم زد و محکم منو کشید توی بغلش‌. از داغی بدنش گر گرفتم، دستای گرم و مردونش روی کمر باریکم‌بود و داشت دیوونم میکرد.








نظرات

  1. بیستون سازه آذران سه شنبه 7 خرداد 1398 06:27 ب.ظ
    عالییی بود عااالی
  2. ترمه شنبه 28 اردیبهشت 1398 01:51 ب.ظ
    عالییییییی
    قدرت قلو نویسنده واقعا قابل تحسینه
    ممنونم فقط لطفا تیکه های اخر پارت ها رو تو اول پارت بعدی تکرار نکنی

    منحصر به فرد ..خسته نباشین
    • علی آقاپور
      ممنون باب نظرات وحضورتون
  3. بهار یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 09:13 ب.ظ
    پارتا چرا انقدر کوتاهن اخهههههه
    • علی آقاپور
      بزرگتر میشن
  4. Aida یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 12:38 ب.ظ
    سلام ببخسید لینک کانال تلگرامی ک رمان پخش میشه دو می خوایتم با تشکر
    • علی آقاپور
      سلام تو تلگرام پخش نمیشه لینک مال ادمینه
  5. Aida شنبه 31 فروردین 1398 08:31 ب.ظ
    سلا ببخشید ایدی کانل تلگرام که رمان میده میشه لطف کنید.ممنون میشم
    • علی آقاپور
      ایدی تلگرام نداره اون ایدی برای ادمین بود
  6. جمعه 30 فروردین 1398 06:36 ب.ظ
    عالی بود ولی حیف کم بود .پارت بعدی رو کی میزارید
    • علی آقاپور
      سلام ممنون 4 اردیبهشت
  7. جمعه 30 فروردین 1398 06:36 ب.ظ
    عالی بود ولی حیف کم بود .پارت بعدی رو کی میزارید
  8. جمعه 30 فروردین 1398 06:35 ب.ظ
    عالی بود ولی حیف کم بود .پارت بعدی رو کی میزارید
  9. ملودی جمعه 30 فروردین 1398 01:33 ب.ظ
    خیلی کمه ولی از هیچی هم بهتره ممنون من اخه نمیتونم بیام تل لطفا همین جا هم بزارین ممنون میشم،
    • علی آقاپور
      رمان که همینجام گذاشته میشه
  10. ..... جمعه 30 فروردین 1398 10:35 ق.ظ
    پارت بعدی کی گذاشته میشه
    • علی آقاپور
      چهارم اردیبهشت
  11. سلین پنجشنبه 29 فروردین 1398 09:48 ب.ظ
    چرا پارت ها اینقد کوتاهه تو چند روز فقط میتونن چند خط بنویسن خب بهتره یکم به خواننده رمانشون احترام بزارن حداقل بعد این چند روز یه پارت طولانی بزارن
    • علی آقاپور
      سلام ما همه تلاشمونو میکنیم تا بزاریم
  12. سلین پنجشنبه 29 فروردین 1398 09:48 ب.ظ
    چرا پارت ها اینقد کوتاهه تو چند روز فقط میتونن چند خط بنویسن خب بهتره یکم به خواننده رمانشون احترام بزارن حداقل بعد این چند روز یه پارت طولانی بزارن

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر